Sunday, 16 December 2012
اونگه
با بک و آرمین در حال خوندن کتاب قصه:
بابک: این عکس کیه؟ این عکس آقاشیره است که داره میگه اووووررررر (نعره) حالا تو بگو ببینم آقاشیره چی میگه؟
آرمین: اونگگگه
Thursday, 13 December 2012
Tuesday, 11 December 2012
Saturday, 24 November 2012
اولین تجربه چهاردست و پا کردن
امشب آرمین به عشق رسیدن به قوطی خالی آب چهار دست و پا راه رفت. الان بیشتر از یکماهه که تلاش هاش برای راه رفتن و وایستادن و چهاردست و پایی شروع شده اما انقد که تمرکز میکرد که وایسته که عملا چهاردست و پا راه رفتن به حاشیه رفته بود اما امشب رسما این هنر رو به شکل کامل اجرا کرد.خیلی لذت بخش بود.
Friday, 23 November 2012
Thursday, 22 November 2012
اعتراف کثیف
امروز کابوس همیشگی ام اتفاق افتاد! آرمین با صورت از رو تخت افتاد رو زمین سفت! مردیم و زنده شدیم هر دومون اما خدا رو شکر یه ردهم ازش برجا نموند.
Tuesday, 20 November 2012
سیب خورون
در انتظار سیب زمینیهایی که رو گاز مشغول پختن هستندنشستیم داریم باپسرم سیب درختی میخوریم! جاتون خالی یک ملچ وملوچی اینجا برقرار است! اشتهای آدم باز میشه
Friday, 16 November 2012
Wednesday, 7 November 2012
Tuesday, 6 November 2012
Thursday, 1 November 2012
Saturday, 27 October 2012
نشستن آرمین
Monday, 22 October 2012
مهمانی
بالاخره بعد از کلی خواهش میکنم اول شما باید بیاین و تو رو خدا شما اول بیاین و شرمنده نتونستم تلفنت رو جواب بدم و حالا با هم در تماس هستیم و ... اولین مهمانی کمبریجی با اهالی این شهر دررده سنی 3 سال تا 73 سال در منزلمان برگزار شد. خوب بود و خوش گذشت فقط زنگ خطری بود برای من و بابک که بچه تون رو بیشتر ببرید جاییکه آدمای دیگه رو ببینه. پروردگارا خودرفت
و آمدهای اینگونه را زیاد بفرما و برکت بده.
و آمدهای اینگونه را زیاد بفرما و برکت بده.
یک نکته جالب درباره روانشناسی کودکان
کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی
زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند. اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند. اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند. اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند. اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند. اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند. اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند. اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند. اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.
برنامه ریز ی یک طرح جامع "جلب توجه"
یک گوشه نشسته داره ساکت بازیشو میکنه تا من از جلوش رد میشم شروع میکنه به ادای گریه درآوردن با پشت دستش چشماشو میماله و لباشو کج و کوله میکنه و از همه با حال تر اون لحظه ای هست که زیرچشمی نگاه میکنه ببینه تاثیر کاراش رو من موفقیت آمیز بوده یانه! این همه طرح و برنامه ریزی و اجرای تک نفره از یک آدم کوچولو منو که هر بارتسلیم میکنه :)
Monday, 15 October 2012
هیجان
دوباره هوس هیجان زده به سرم. دلم تنگ شده برای روزهایی که روزی صدبار صندوق نامه هامو چک کنم ببینم اون نامه به خصوص برام فرستاده شده یا نه. آره یا نه اش رو میسپاری دست سرنوشت و تو فقط میشی سکان دار شرایط. دیری نخواهد پایید!!
Sunday, 14 October 2012
عکس برای لاتاری آمریکا و دلبری از مامان
این عکسا و تمام سادگی کودکانه ای که توش هست دل برای مامان صبورا نذاشتن. همینطور نگاه میکنم و تو دلم قند آب میشه
شوق ایستادن- تلاش مفهوم زندگی است
چند وقته که آرمین شوق وایستادن داره به هر قیمتی که شده
وقتیکه دراز کشیده است هلاک اینه که خودشو بلند کنه و تازگی ها نیم خیز میاد بالا
و درنهایت امروز تونست با گرفتن نرده های تختش مستقلا بلند شه و سرپا وایسته
Thursday, 11 October 2012
پزشک خونه ما
ما که دیگه نیاز به دکتر رفتنمون مرتفع شده. میگید نه عکس ها رو ببنید
باید اول مطمئن بشم تاب برنداشته باشه
حالا از استحکامش باید مطمئن بشم
حالا بیا ببینم مشکلت چیه و کجات درد میکنه
Subscribe to:
Posts (Atom)
