این روزا آرمین عاشق اینه که همه موانع رو دور بزنه و هرطور که شده خودشو به تلویزیون برسونه. وقتی رسید به عشقش کیفور میشه و تپ تپ میزنه به شیشه اشو و قش میکنه میخنده
سر راهش صندلی میزاریم که نتونه بره. از زیر صندلی قهوه ای راحت رد میشه ولی زیر قرمزا گیر میکنه
یواش یواش یاد گرفت برای دور زدن صندلیها از زیر میز رد بشه
تا به تلویزیون میرسه اونو خاموش میکنیم تعجب میکنه برمیگرده به پشنش نگاه میکنه ببیینه چی به چیه
این لحظه کیف کردنشه
اینجام پیروزمندانه از یک ماموریت کنجکاوی برگشته
ه.
No comments:
Post a Comment