پارسال یه کدو گرفتم و از روی یوتیوپ یاد گرفتم که چه جوری توشو خالی کنم . ترسناکش کنم. همه این کارها رو به عشق پسرکم کردم. توش شمع روشن کردیم و نشستیم تماشا و سعی کردیم حس بگیریم. بابک که اومد از سرکار نهایتا شدیم سه نفر. خوب بود اما دوست داشتم هیجان بیشتری میداشت. امسال به آرزوم رسیدم. هنوز هالوین نشده یه روز وقت گذاشتیم رفتیم کاستیوم خریدیم دیشب هم هالوین پارتی فامیلی بود که کدوهامون رو هم آماده کردیم.و پنجشنبه هم میریم به مارکت مال به همین مناسبت خجسته. آرزوهاتون رو بلند بکنید و خدا میشنوه جواب میده. برای من به عنوان یک مادر جوان چیزی که مهمه اینه که پسرکم تو تنهایی بزرگ نشه. درمناسبتهای مختلف و به بهانه های شادی آور بتونه تو اجتماع باشه و فرصت بازی کردن با بچه های دیگه براش مهیا باشه.
No comments:
Post a Comment